دوستداران فلسفه اُرُدیسم Lovers of Orodism philosophy
هل تريد التفاعل مع هذه المساهمة؟ كل ما عليك هو إنشاء حساب جديد ببضع خطوات أو تسجيل الدخول للمتابعة.
التبادل الاعلاني

http://i.yapx.ru/KWnnJ.jpg

Subscribe to by Email
المواضيع الأخيرة
تدفق ال RSS


Yahoo! 
MSN 
AOL 
Netvibes 


جستجو
 
 

نتائج البحث
 


Rechercher بحث متقدم

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
ریحانه - 1104
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 
baran - 977
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 
نگین - 562
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 
لیلا - 400
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 
Parmida - 282
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 
نوشین آریا - 197
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 
aryan - 160
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 
روزبه شریفی - 106
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 
kami - 52
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 
سهیلا بخشی - 16
داستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_rcapداستان کوتاه : کتاب سیاه Voting_barداستان کوتاه : کتاب سیاه Vote_lcap 


داستان کوتاه : کتاب سیاه

اذهب الى الأسفل

داستان کوتاه : کتاب سیاه Empty داستان کوتاه : کتاب سیاه

پست من طرف ریحانه الأربعاء فبراير 25, 2015 4:19 pm



کتاب سیاه

کتاب خواندن خوب است . خیلی خوب است . همه می گویند خوب است .
این جملات در مغزش پشت سر هم تکرار می شد
بلاخره پا به کتابخانه نهاد . تا دانا شود دانشمند شود و به همه ثابت کند او هم به جرگه خوانندگان کتاب پیوسته است .
کتابی برداشت
آن را باز کرد
شگفت زده شد
زیرا برگ های کتاب سیاه بود
به کتاب گفت :
تو چرا سیاهی؟
کتاب گفت:
نویسنده من خیلی دانا بوده است .
اندیشه اش سرشار از واژه های زیبا...
نوشت و نوشت و نوشت
تا من به اینگونه ، سیاه سیاه شدم
اکنون تو باید حدس بزنی نویسنده من چه افکاری را نوشته است.

جوان هراسان شد
سرش گیج شد از آن همه سیاهی
و در حالی که کتاب را پرتاب می کرد گفت :
هرگز هرگز نمی خواهم نمی خواهم
و از کتابخانه گریخت ...


زیبا تبریزی

_________________
داستان کوتاه : کتاب سیاه KOZK3t
ریحانه
ریحانه
گستره جهانی اردیسم Orodism

تعداد پستها : 1104
امتیاز : 154356
اعتبار : 120
تاريخ التسجيل : 2011-08-28
العمر : 29

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد